همه گیر # COVID-19 به عنوان نیرویی برای برهم زدن اعتماد نهادی

| ممکن است 12، 2020 | 0 نظرات

By کمک مهمان

در آوریل 8 سال 2020 ، پس از 76 روز قفل و حبس در ووهان ، چین دوباره شهر ووهان را بازگشایی کرد و شروع به از سرگیری تولید کرد. این پیروزی موقت پس از آسیب های بی سابقه در این شهر و تلاش پزشکی همه جانبه برای نجات افراد آلوده صورت گرفت. چین شهر ووهان و استان هوبئی را فدا کرد تا بتواند در نبرد COVID-19 در بقیه کشور و سایر نقاط جهان نبرد کند ، نوشتن دکتر یانگ ژانگ و دکتر Uآقای لوستنبرگرÂ

با این حال ، به نظر نمی رسد که دومی از این موضوع قدردانی کند. تمام داده ها و آموخته های آموخته شده ، و قربانی ده ها هزار نفر توسط متخصصان به اصطلاح متخصص در بسیاری از کشورها - آماده سازی همه گیر - ثبت نشده است. جهل ، زورگویی و استکبار به کلمات کلیدی تبدیل شده اند که مشخص می کند چند ملت شروع به مقابله با این همه گیری کردند. بهترین شیوه ها و آموخته های آموخته شده از جمله استفاده از هوش مصنوعی برای ردیابی دقیق عفونت ها ، آزمایش های گسترده در جمعیت و روش های مختلف درمانی هنوز به سختی مورد تأیید قرار گرفته و در بسیاری از کشورها اتفاق نمی افتد. پنجره زمانی مهم برای پیروزی در این بیماری همه گیر در مراحل اولیه هدر رفته است ، به دلیل تردید بین قفل قفل (برای محافظت از مردم خود در برابر عفونت ویروس) و در معرض خطر قرار گرفتن افراد در معرض مصونیت گله ای تا بتوان احتمالاً نجات یافت. چند موضوع جالب باعث ایجاد عناوین مربوط به سیاستمداران و رسانه ها شد:

(1) این چیزی جز آنفولانزا نیست؟ بنابراین نباید در مورد آن نگران باشیم. از این گذشته ، این تنها مشکل سرزمین اصلی چین است.

(2) ما منابع کافی داریم و بهترین زیرساختهای پزشکی جهان برای مقابله با این بیماری همه گیر!؟ حتی پس از انتشار COVID-19 در خارج از چین ، جهان غرب هنوز هم COVID-19 را یک موضوع آسیایی می داند ، مشابه SARS 2003. با این کار ، تبعیض گسترده در بسیاری از کشورها در اروپا و آمریکای شمالی رخ داد.

(3) هنگامی که اروپا و ایالات متحده آمریکا به دلیل نتیجه بد آمادگی و واکنش دیرهنگام و بی دلیل آنها به مرکز همه گیری تبدیل شدند ، اجماع ژئوپلیتیکی با شروع این بیماری همه گیر از چین شروع شد ، بنابراین این ویروس توسط در صورت استفاده از تدابیر غربی برای کنترل این بیماری ، چین باید از این بیماری همه گیر شود؟ چین ؟! بنابراین ، چین باید دیگران را برای ضرر و زیان خود که در اثر این بیماری متحمل شده است جبران کند؟!؟ â و غیره. همه این استدلال های سیاسی خنده دار با اشتیاق توسط رهبران بسیاری از کشورها گشوده شده است. مقصر دانستن چین به عنوان مقصر آسانتر از اعتراف اشتباهات و اشتباهات خود است. در حال حاضر ، کووید 19 در هر دو کشور ثروتمند و فقیر بی تفاوت و سریع فساد کرده است. هزینه زندگی که از عدم توجه به دروس آموخته شده در آسیا متحمل شده است ، خطر از رکود اقتصاد را بیش از پیش پیگیری کرده است. کشورهایی مانند کره جنوبی ، سنگاپور و تایوان چنین اثبات کردند که نشان داد چگونه یک واکنش سریع و سرنوشت ساز می تواند هم هزینه را برای جامعه و هم هزینه اقتصادی را محدود کند.

شبیه به آخرین رنج ، معروف به آنفلوانزای اسپانیایی ، همچنین به عنوان H1N1 شناخته می شود ، در سال 1918 ، این بیماری همه گیر فعلی بی تفاوت از نژاد ، سن ، وضعیت ، سطح تحصیلات جنسیتی و غیره است و به همین ترتیب تمایل به تحریک واکنش بشر به فرصت طلبانه دارد. و بی اعتمادی در سال 1918 در زمان جنگ جهانی اول ، هنگامی كه آنفولانزای اسپانیایی میلیون ها سرباز و غیرنظامی را در اروپا كشت ، رسانه ها اجازه نداشتند كه در مورد این همه گیری گزارش دهند ، زیرا رهبران از از دست دادن جنگ جهانی جهانی بیش از نبرد با بیماری همه گیر ترس داشتند. اورژانس بهداشت عمومی در اولویت کاری نبود و زندگی انسان نیز اندک بود. این ذهنیت فرصت طلب باعث کشته شدن صدها میلیون نفر شد و از قساوت های جنگ تا کنون فراتر رفت.

جالب است که درسهای مربوط به همه گیر سال 1918 توسط انسان آموخته نشده است. همانطور که تاریخ با یک خط داستانی کاملاً مشابه تکرار می شود که در آن اکثر کشورهای توسعه یافته تصمیم گرفتند از اقتصاد خود محافظت کنند و نه جان شهروندان آن. با انجام این کار ، آنچه را که می توان از آن به عنوان پنجره طلایی برای استفاده از قوانین طلایی از زمان و چگونگی برخورد قاطعانه با همه گیر استفاده کرد ، از دست داد. درعوض ، این موضع رایج شد كه استدلال كنیم كه كسی اطلاعات كافی از كشورهای آلوده قبلی نداشت. متهم كردن كسانی كه یك سیستم ایدئولوژیك متفاوتی را در دست داشتند اما به خوبی به این همه گیر پاسخ دادند ، به یك بحث و گفتگو ژئوپلتیك اجماع شد. و انتقاد از انتقادهای شهروندان درباره پیامد کشنده آمادگی بد. بهانه اجرای اقتصاد به عنوان اولویت اول به جای انطباق سریع قوانین طلایی مبارزه با بیماری همه گیر ، از قضا به دلیل اصلی تخریب قاطع اقتصاد تبدیل شده است.

بسیاری اظهار داشتند که انتخاب بین گرسنگی (اقتصاد) و بیماری (همه گیر) یک معضل است. با این حال ، من استدلال می كنم كه فقط برای كسانی كه آماده نیستند این انتخاب معضل ایجاد می كند. هنگامی که یک سیستم متمدن ، پایدار و مشارکتی است ، آسیب ها و خسارات ناشی از هرگونه بحران قابل پیش بینی و کاهش است. حتی اگر یک پیش بینی و کنترل یک بحران دشوار باشد ، یک سیستم پایدار قادر به تهیه ذخایر برای عبور همه از آن است. اما اکنون ما چه داریم؟

همه گیر فعلی ، زنجیره ارزش جهانی را شکسته است ، باعث شده است که میلیون ها شهروند بیکار شوند ، باعث شده است که میلیون ها بنگاه تجارت خود را خاتمه دهند یا به کلی ورشکسته شوند. و با جدی تر اینکه ، میلیون ها نفر را در معرض وضعیت نامشخص و بدون دسترسی به صندوق های نجات بیکاری و عدم دسترسی به مراقبت های پزشکی قرار می دهد ، حتی اگر اخلاق ما به ما بگوید که باید همه زندگی نجات یابد. بنابراین ، به طور قابل پیش بینی ، حتی اگر مردم می توانند در اثر گرسنگی یا بیماری از بین بروند ، مهم نیست که آنها از کشورهای ثروتمندی مانند آمریکا و اروپای غربی یا کشورهای فقیر مانند هند یا بنگلادش باشند ، اکثر نهادهای این کشورها کورکورانه کورکورانه با معضل بین حفظ اقتصاد مربوطه یا نبرد با همه گیر مبارزه می کند. به این ترتیب ، تمام این سیستم ها نشان می دهد که آنها نه پایدار ، متمدن و نه همکاری هستند. آنها بیشتر خود را ثابت می کنند که نابرابر ، ناپایدار و متناقض است.

در مواجهه با همه گیر فعلی ، مجموعه ای از سوالات فوری ، باید مورد توجه قرار گیرد.

(1) چه مؤلفه هایی در معادله اقتصادی ما ضروری است؟ چه مدت باید عملکرد یک اقتصاد با شاخص مستقر در تولید ناخالص داخلی مشخص شود؟ آیا نباید این بیماری همه گیر را به عنوان فرصتی برای انقلابی در سیستم اقتصاد خود استفاده کنیم؟ آیا سیستم فعلی چابک است تا راه حل هایی برای این سؤالات پیدا کند یا اینکه با ایده ها و مفاهیم جدید اختلال ایجاد می شود؟ هزینه زندگی انسان از رویکرد منفعلانه برای مقابله با این مسائل چقدر است؟

(2) آیا به دلیل پیش بینی رکود اقتصادی ناشی از این بیماری ، باید مفهوم فعلی ما از اقتصاد و تئوری های زیرین آن تجدید نظر شود؟ آیا داشتن روابط تجاری بین المللی آزاد فقط براساس قانون مزیت مقایسه ای کافی خواهد بود؟ آیا این قانون می تواند همراه با یک سری مشتقات اقتصادی مانند قراردادهای آتی ، واقعاً همه شرکت کنندگان در بازار بدون رونق اقتصادی رونق مشترک داشته باشد؟ آیا این جهانی سازی ناشی از قانون ، به همان اندازه از مزایای هر کشور استفاده خواهد کرد؟ جواب یک نه جانانه بود1.

بدیهی است که این قانون مزیت مقایسه ای ، حتی اگر در نظر داشته باشید که آن را با قانون مزیت مطلق ترکیب می کنید ، برای مقابله با تحول مداوم کافی نخواهد بود. نکته اساسی این است ، تا زمانی که همکاری به همان اندازه کامل در سراسر کشورها و در سراسر طبقات اعمال نشود ، توزیع ثروت و تخصیص منابع همیشه بین سطوح و خوشه های مختلف مغرضانه و تبعیض آمیز خواهد بود. با چنین منطق ، ثروتمندان ثروتمندتر می شوند ، فقیر فقیرتر می شوند. تجارت متقابل هرگز به نفع هر دو طرف به طور مساوی نیست. حتی اگر صید جهش برای برخی از کشورهایی که اخیراً وارد بازار می شوند امکان پذیر است ، اما دام با درآمد متوسط ​​به طور متناقضی همیشه برای اکثر آنها مطلق خواهد بود.

در طی این بیماری همه گیر COVID-19 ، اکثر مردم از مصرف عمده آفلاین خارج می شوند ، کل صنایع کاهش یافته و در نتیجه ، عرضه کاهش می یابد. سبک زندگی مردم به دلیل محدودیت و محدودیت های شدید فعالیت های اجتماعی به طرز چشمگیری تغییر کرده است. در شرایط غالب اقتصاد ، ذخایر مالی قادر نیستند بیش از سه ماه به همه شهروندان اختصاص یابد ، مهم نیست که یک ملت فقیر باشد یا ثروتمند. این امر عمدتاً ناشی از این واقعیت است که سیستم اقتصادی به جای اینکه در حال حاضر پایدار باشد ، برای مصرف منابع آینده آینده طراحی شده است. با استفاده از این منطق و در نظر گرفتن حداکثر حجم اقتصادی انتظار می رود بر روی زمین به عنوان یک حضور جایگزین انرژی ، حجم کل اقتصادی این سیستم منزوی در سیاره ما طبق قانون حفظ انرژی باید ثابت باشد. بنابراین ، نقش قانون مطلق یا مزیت مقایسه ای در اقتصاد و تجارت بین المللی نه تنها برای افزایش حجم اقتصادی سیستم به حداکثر سرعت خود با سرعت مشخص است ، بلکه توزیع چنین افزایشی در شبکه های مختلف به طور مساوی یا نابرابر است. طبق قانون جهانی انرژی ثابت ، حجم کل اقتصاد حداکثر باید ثابت باشد و بر اساس کل حجم اقتصادی کلیه گونه ها محاسبه شود.

از این رو، قانون توزیع نابرابر منابع باید عواقب اقتصادی نابرابر ایجاد کند. و توزیع نابرابر منابع از سیستم مشکلی که برای چنین طراحی شده است ناشی می شود. اگر فرمول توزیع منابع در سیاره ایزوله شده ما مبتنی بر غارت منابع دیگر ملل ، گونه ها یا چند نسل دیگر باشد ، قانون حفظ انرژی پیش بینی اختلال احتمالی جامعه بشری خواهد بود. نیرویی فراتر از فن آوری و درک بشر از این طریق برای تنظیم مجدد معادله جدید ذخیره انرژی مداخله خواهد کرد. چنین نیرویی می تواند جنگی بین قبایل ، ملل ، گونه ها و حتی در میان سیارات باشد. دلیل ساده ، توزیع نابرابر انرژی نابرابر پیامدهای نابرابر است ، یکی از این موارد نفرت است که انسان را به جنگ می کشاند.

با در نظر گرفتن بحران مالی سال 2008 ، دولت آمریکا سرمایه گذاری کرد 700 میلیارد دلار برای نجات مالیبخش و وثیقه بانک های خود را دولت انگلیس یک بسته نجات 850 میلیارد دلاری سرمایه گذاری کرد. دولت چین سرمایه گذاری کرد $ 575bn بسته محرک (13٪ از تولید ناخالص داخلی چین) برای تحریک اقتصاد و غیره این بار برای جبران عوارض جانبی بیماری همه گیر چه کاری انجام شده است؟ علاوه بر پاسخ دیرهنگام و تعبیر ساده ای از همه گیر و تأثیر آن ، برنامه دقیق نجات برای هر کشور کاملاً غیرقابل مقایسه بود. کل صندوق پشتیبانی اتحادیه اروپا برای 27 کشور عضو اتحادیه اروپا در این همهگیری ، تا اوایل آوریل فقط 500 پوند است. به طرز چشمگیری ، هنگامی که همکاری مشترکی برای نبرد با ویروس است ، نزاع های زشت ، نفرت و بی دقتی ملی گرایی به سرعت گسترش یافته است.

رسانه ها ، مشابه سال 1918 هنگام برخورد با آنفولانزای اسپانیا ، نتوانستند وظیفه خود را انجام دهند. اطلاعات نادرست ، دستگیری توسط سیاستمداران و تعصب جدی در جهت تبلیغ فقط باعث شده است که رسانه های اصلی اصلاً بدون استفاده از عموم مردم باشند. این همه گیر مدتها دست کم گرفته شد و رسانه های اصلی کم و بیش به یک ابزار تبلیغاتی نیرومند رهبری ملی مربوطه و تعصب آن تبدیل شدند البته گروه های فشار آن واضح است که اطلاعات نادرست از دستکاری منبع اطلاعات و عملکرد گمراه کننده واسطه های اطلاعات ناشی می شود. بنابراین ، برای شهروندان متوسط ​​با داشتن منابع متنوعی از اطلاعات و تجربه و دانش کمتر در مورد همه گیری ، تقریباً غیرممکن است که قضاوت صحیحی انجام دهیم ، و خود را در سطح خرد آماده و محافظت نماییم.

با گذشت زمان ، اطلاعات غلط اجازه ظهور واقعیت های واقعی را نادرست نشان داد. مردم متوجه شدند که COVID-19 به عنوان یک آنفولانزای معمولی نیست بلکه آنچه در آن ادعا می شد ، زیاد است. آنها فهمیدند که این درست نیست که رهبران و سیستمهایشان مطابق ادعای خود آماده بودند. آنها فهمیدند که پوشیدن ماسک به اندازه داشتن فاصله اجتماعی بسیار مهم است. در یک دوره کوتاه ، تغییر در نظرات و شوکهای خبره و رهبری نه تنها با ظهور حقیقت واقعی بلکه درمورد اتهامات سیاسی جدید نیز رخ داد. کشور A می تواند کشور B را به دلیل عدم اطلاعات خود در همه گیر بودن ، کشور متهم کند ، یا کشور A می تواند آشکارا کشور را از راهبرد پزشکی استراتژیک X وارداتی که از کشور وارد شده است ، تصرف کند. هنگامی که کشورها و فرمانداران مشغول بهانه کردن اشتباهات و کمبودهای خود ، یکدیگر را متهم می کنند ، کارمندان پزشکی ، متخصصین مراقبت و دانشمندان در سراسر جهان برای مبارزه با بیماری همه گیر به همکاری متکی هستند.

به دلیل وضعیت عمومی ناسازگاری ، بی اعتمادی و حتی نفرت در همان قلمرو رسیده است. اگر دولت خود آنها را از ورشکستگی قابل پیش بینی نجات دهد ، شهروندان از عدم اعتماد به نهادهای عمومی ، بخش های خصوصی و بنگاه های اقتصادی خودداری می کنند. نهادهای عمومی داوری سایر نهادهای عمومی را زیر سوال می برند. دولتهای استان نسبت به دولت مرکزی و فدرال خود بی اعتماد هستند و غیره و غیره. چقدر طول می کشد تا مالیات دهندگان بدانند که دولت نه مایل است و نه قادر به محافظت از وی است. آیا او اجازه خواهد داد که یک بار دیگر با صدای جیر جیر از رهبری خود فریب خورده یا از خواب بیدار شود. با نگاه دقیق تر ، این بحران اعتماد در حقیقت ناشی از اعتبار از دست رفته کل سیستم و شخصیتهای اصلی آن است ، همانطور که در وهله اول قبل از همه گیری قرار داشتند. دولت ها از مدت ها قبل اعتماد به نفس ، مسئولیت پذیری و اعتماد به نفع شهروندی آن را به طور کلی متوقف نکردند.

اساس اعتماد ، آغوش عشق بزرگ با معنایی بسیار وسیع تر از عشق عاشقانه معمولی است. برای توضیح این عشق بزرگ ، من در سه جریان فلسفه شرقی زیر صحبت می کنم:

(1) عشق خیرخواهانه (ä »çˆرن) در کتاب کنفوسیونیسم با وفاداری ، اقدامات ، وظایف و نگرش نسبت به گروههای مختلف روابط;

(2) عشق جهانی (به ... ¼ç ±jian ai) در کتاب محارم ، خواستار مردم است به همه دیگران به طور یکسان اهمیت دهیدو

(3) راه روشنگری در کتاب بودیسم.

برای ایجاد اعتماد بر اساس این عشق بزرگ ، اعتماد به عنوان یک پل در بین ، باید به یک مجهز شود سیستم عشق والدین. چنین سیستمی شامل است طرف مادر عشق والدین است که شهروندان خود را ملزم می کند که دلسوز ، شجاع ، آرام ، سازمان یافته ، تعاونی و با دید طولانی مدت شبیه به عشق مادران به فرزندان خود باشند. این بخش از سیستم به رهبران نیاز دارد که عشق جهانی را در آغوش بکشند تا در قبال شهروندان خود مسئولیت پذیر باشند و قادر به روشن کردن و هدایت دیگران باشند (به جای فرماندهی آنها) مانند عشق خیرخواهانه. به تعادل خود ، طرف پدر سیستم عشق والدین باید به یک مکانیسم دقیق پاداش و مجازات مجهز شود ، به گونه ای که هرگونه رفتار نادرست بر خلاف قوانین (تعیین شده توسط هدف بلند مدت از طرف مادر سیستم) مجازات شود در حالی که هر رفتار خوبی می تواند پاداش دهد. این حوزه از سیستم ، رهبران را ملزم به داشتن یک سطح اخلاقی برتر همراه با قدرت اعدام نیرومند می کند تا شهروندان را متقاعد کند که با آمادگی از قوانین و مقررات پیروی کنند.

هر دو حوزه این سیستم از اهمیت یکسانی برخوردار هستند ، اما برای دستیابی به جامعه ای پایدار که با اعتماد به نفس روبرو شود ، مادر طرفدار سیستم عشق پایه و اساس است ، و طرف پدر این سیستم دستگاه اعدام است ، وگرنه هر سیستمی تنها با پدر طرف به راحتی پایگاه اخلاقی خود را از دست می دهد و به آنچه من آن را طرف تاریک می نامم می رود ، در حالی که سیستمی که تنها طرف مادر باشد برای دستیابی به اهداف مشترک ابزارهای اجرایی قدرتمند را از دست می دهد. نحوه برخورد با همه گیرهای فعلی توسط بیشتر رهبران جهان به روشنی نشان داده است که سیستم ما دارای شکستهای اساسی است زیرا فاقد اعتماد نهادی و حوزه مادر سیستم اعتماد اساسی است.

پس پس از پرداختن به تأثیرات این بیماری همه گیر چه عواقبی خواهد داشت؟ احتمالاً موج دیگری از موج وجود دارد نفرت جهانی ناشی از افزایش از دست دادن بشریتو هنوز زمانی است که اولویت بندی ساده و بی تکلف رشد اقتصادی بر بقای بشریت. در پایان ، تحقق این واقعیت که رهبران فعلی تعداد زیادی از زندگی غیر ضروری را فدا کرده اند ، می تواند باعث ایجاد تغییرات طولانی مدت از درون سیستم شود تا اعتماد دوباره به دست آورد و نقش اقتصاد درون جامعه را دوباره بسازد. اگر چنین تغییراتی از درون وجود نداشته باشد ، به طور فزاینده ای محتمل خواهد شد ، که عناصر مخرب از درون ، سیستم غیرقابل اعتماد را به یک سیستم پایدارتر وادار می کنند که بتواند از قانون حفظ انرژی و عشق متعادل والدین پیروی کند. سیستم.

1 استدلال بیشتر لطفاً به آنها مراجعه کنید ژانگ ، ی. (2020) Covid-19 ، جهانی سازی و بشریت. بررسی بازرگانی هاروارد (چین). 6 آوریل 2020.

دکتر ینگ ژانگ استاد کارآفرینی و نوآوری و معاون دانشیار از دانشگاه اراسموس روتردام است. دکتر اورس لوستنبرگر رئیس اتاق بازرگانی سوئیس آسیا است.

منبع :: خوراک خبرنگار اتحادیه اروپا

نظرات

نظرات

دسته بندی: انرژی, دستهبندی نشده

درباره نویسنده ()

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *